وبلاگ شعر و داستان(امین فرومدی) -


وبلاگ شعر و داستان(امین فرومدی)

وبلاگ «وبلاگ شعر و داستان(امین فرومدی)» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی بزرگترین شاعر حماسه‏سرای ایران زمین و قلمرو زبان فارسی، نیز از زمرۀ بزرگترین‏های حماسه‏سرایی جهان، شاهنامۀ سرودۀ وی هم یکی از شناخته‏ترین آثار حماسی است. مردم ایران و فارسی زبان از هزار سال پیش تا کنون با شاهنامه زیسته...

»

باز بـــوی باورم خـــــاکستریستواژه هـــای دفتــرم خاکستریست پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتمهرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم مــا به رنگی ساده عادت داشتیمریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــدعشق ورزان مـهر باطل...

»

پالونیا شکوفاترین درخت دنیا جدا شده از مادر خود "چین" شده اینک عاشق ایران چه زیبا ! پالونیا درختی شگفت انگیز می آفریند برگهایش موسیقی باد صبا را شکوفه هایش صورتی، سپید ، ارغوانی می رقصند در باد با سماع ارغنونی شعر و داستان/امین فرومدی ادبیات...

»

مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها / می رسد ته مانده ی بشقابــــها سر به لاک خویش بردیم ای دریغ / نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ گیر خواهد کرد روزی روزیت در گلوی مال مردم خوارها من به در گفتم و لیکن بشنوند نکته ها را مو به مو دیوارها منبع-...

»

مرد گمشده در جزیره کلبه اش سوخت فریاد زد : خدایا چگونه توانستی با من چنین كنی؟ صبح روز بعد یك كشتی به جزیره آمد تا او را نجات دهد مرد پرسید : چطور متوجه شدید كه من اینجا هستم؟ جواب دادند ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم! ... آسان می‌توان دلسرد...

»

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.سرآخر ناامید شد و تصمیم...

»

شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد/ فریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ تنها نشیند به موجى/ رود گوشه اى دور و تنها بمیرددر آن گوشه چندان غزل خواند آن شب/ که خود در میان غزل ها بمیردگروهى بر آنند کاین مرغ شیدا/ کجا عاشقى کرد، آنجا بمیردشب مرگ از بیم آنجا...

»

شنیدم که چون قوى زیبا بمیرد/ فریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ تنها نشیند به موجى/ رود گوشه اى دور و تنها بمیرددر آن گوشه چندان غزل خواند آن شب/ که خود در میان غزل ها بمیردگروهى بر آنند کاین مرغ شیدا/ کجا عاشقى کرد، آنجا بمیردشب مرگ از بیم آنجا...

»

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم ز تاب...

»

محمدرضا شفیعی‌ کدکنی در بیان چگونگی آشنایی‌اش با شعر، از خریدن دیوان شعر فرخی یزدی به‌جای فرخی سیستانی می‌گوید. او همچنین می‌گوید که مدرسه نرفته و یک‌راست به دانشگاه رفته است. محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر، پژوهشگر و استاد پیشکسوت زبان و ادبیات...

»

ادبیات ایران، هم آثار ضعیف دارد و هم آثار قوی. ولی مشكلش این است كه بازار منظم ندارد.در این گزارش نظر مصطفی رضیئی (مترجم)را مرور کرده ایم: همیشه فكر می‌كنیم كتاب خوب، راه خودش را باز می‌كند. ولی در واقعیت، چنین نیست. كتاب خوب، در شرایطی كه راه...

»

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل‌وار به پایم شکستی قلم زد نگاهت به نقش‌آفرینی که صورتگری را نبود این‌چنینی پریزاد عشق رو مه‌آسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی تو دونسته بودی چه خوش‌باورم من شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من تا گفتم کی هستی تو...

»

من اغلب این داستان زیبا از لئو تولستوی را گفته ام: اسقف اعظم کلیسای ارتودکس روسیه __ این داستان قبل از انقلاب را توصیف می کند __ از اینکه مردم زیادی از پیروانش به سمت دریاچه ای می رفتند که سه مرد روستایی در آن زندگی می کردند، بسیار نگران شده بود....

»

در آدمی عشقی و دردی و خاخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالم ملک او شود،که نیاساید و آرام نیابد. این خلق به تفصیل در هر پیشه ای و صنعتی و منصبی می کوشند و تحصیل نجوم و طب وغیر ذلک می کنند و هیچ آرام نمی گیرند،زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده...

»

در آدمی عشقی و دردی و خاخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالم ملک او شود،که نیاساید و آرام نیابد. این خلق به تفصیل در هر پیشه ای و صنعتی و منصبی می کوشند و تحصیل نجوم و طب وغیر ذلک می کنند و هیچ آرام نمی گیرند،زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده...

»

از تو سخن از به، آرامی از تو سخن از به، تو گفتن از تو سخن از به، آزادی وقتی سخن از تو می گویم از عاشق، از عارفانه می گویم از دوست دارم، از خواهم داشت از فکر عبور، در، به تنهایی من با، گذر از دل تو می کردم من با سفر سیاه چشم تو زیباست، خواهم زیست...

»

در تذکره ها نام یازده تن اخفش آمده که در اینجا مراد و مقصود سعید بن مسعده خوارزمی معروف به ابوالحسن میباشد. وی عالمی نحوی و ایرانی و از موالی بنی مجاشع بن دارم و از شاگردان و اصحاب استاد سیبویه بوده است. اگر چه از سیبویه بزرگتر بود، ولی به شاگردی...

»

شعر زیبای : "دامن بتکان سیب پراکنده شود" از بانو مرضیه اوجی که در سایت شعر نو خواندم و آنگاه بداهه ای بر قلم جاری شد که در کامنت زیر همان شعر به ایشان تقدیم کردم . اینک آن شعر زیبا بهمراه سه شعر دیگر ایشان و بداهه من : تا عشق به فتوای جنون زنده...

»