مادرم رفته ولی،در خاطراتم مانده است نگار من که به مکتب نرفت و ... -


مادرم رفته ولی،در خاطراتم مانده است

پست با عنوان «مادرم رفته ولی،در خاطراتم مانده است» از وبلاگ «نگار من که به مکتب نرفت و ...» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت
تا که برگردم شنیدم ،از غمم نالیدو رفت


 


دیده بودم خواب مادر را شب میلاد من
لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسیدو رفت


 


مادرم چندین بهاراست،ازکنارم رفته است
مثل مامور از بهشت،آمد مرا زایید و رفت


 


قوم وخویشانم مکرر، این خبر را میدهند
مادرت درخواب ما،حال توراپرسیدورفت


 


من به قربانت ،که هرجا رفته ای یاد منی
یادتو هرنیمه شب،روی مرا پوشیدورفت


 


شعرزیبایی به عشقش گفته بودم که ندید
آمد او اما شبی بر شعر من بالید و رفت


 


مادرم رفته ولی،در خاطراتم مانده است
روز مادر،چشم او ،آمد بمن خندیدو رفت


وبلاگ «مادرم رفته ولی،در خاطراتم مانده است» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 98 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای مطلب «نگار من که به مکتب نرفت و ...» ندارد.





-->