«مرثیه‌ای برای رآکتور اراک» نگار من که به مکتب نرفت و ... -


«مرثیه‌ای برای رآکتور اراک»

پست با عنوان ««مرثیه‌ای برای رآکتور اراک»» از وبلاگ «نگار من که به مکتب نرفت و ...» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.


یک لحظه حتی در خیال من

نمی گنجید

روزی به جای یک کبوتر

شعری برای یک رآکتور گفته باشم

یا جای باران و صدای ناودان‌ها

در کوچه‌های شعرخیز شهر خود-شیراز-

از دودکش‌های اراک و

آه سوزانش بگویم

اما نمی‌دانم چرا امروز

مثل تمام مادران داغدیده

مثل غرور زخمی ایران

رفته‌ست از لب‌های من لبخند

مَردُم!

خود را به جای آن رآکتور می‌گذارم

قلب مرا از جا درآوردند

مَردُم!


 


شعر از :   میلاد عرفان‌پور 


وبلاگ ««مرثیه‌ای برای رآکتور اراک»» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 98 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای مطلب «نگار من که به مکتب نرفت و ...» ندارد.





-->