شعر های باران خورده .... -


شعر های باران خورده ....

وبلاگ «شعر های باران خورده ....» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

پُرم از عشق مثل درختی بزرگ که از باد مثل اسفنجی که از دریا مثل عمری دراز که از رنج مثل زمان که از مرگ ((آنا اشویر)) ترجمه: محمدرضا فرزاد

»

عاشق شدن در زمستان فکر چندان خوبی نیست. در این فصل علائم بیشتر و دردناک‌ترند. روشنایی بی‌نقص سرما لذت اندوهگین انتظار را تشدید می‌کند. لرزش از سرما تب‌وتاب و هیجان را چندبرابر می‌کند کسی که اول فصل سرما عاشق می‌شود باید خطر سه ماه لرزیدن را به...

»

دکمه‌ های پیراهنم خواب انگشتان تو را می‌بینند و کفش‌هایم می‌سوزند در آرزوی پابه پایی با کفش‌های تو! شالِ من نمی‌تواند خاطره‌ی شانه‌هایت را از خاطر ببرد، شلوارم چون سگی دنبال می‌کند مرا در خانه و می‌خواهد دوباره او را به قدم زدن در کنار تو ببرم......

»

رنجیده ام دستم را در دستِ لحظه ات بگذار که آغوشِ این شهر افق ندارد که خواهش بزرگی‌ ‌ست دلتنگ نبودن در کوچ و آرزو یِ زیبائی ست باز گشت باز گشت به بویِ خوشِ گیسوانِ آفتاب خورده به طعمِ جاودانه ی یک پرتقال از سرزمینِ شمال به دست‌هایی‌ که بهار را نوک...

»

شکنجه می شوم در شعر آنگاه که بی کسی واژه گان آغوش بوسه های قلم را به فراموشی لب های سطور می سپارد به راستی مگر چقدر رفته ای که نگاه انتظار این همه پیر شده است در پس پشت پلک های پنجره تا آه می کشم بر قد کشیدن های نبودنت شبانه های بی خواب باز هم...

»

مرد‌هایِ زیادی با خیالِ من خوابیده اند با چشم بسته مرا سر تا به ناخن عریان دیده اند گیسوانِ سیاهم را ناز کرده اند نازم کشیده اند خواب دیده اند خواب دیده اند شب‌های زیادی به دنیا پشت کرده ام سیگار کشیده ام کنارِ بغض‌هایم درد کشیده ام برایِ آغوشی...

»





-->