طلبه ای از جنس تو -


طلبه ای از جنس تو

وبلاگ «طلبه ای از جنس تو» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

همین الان پشت فرمون توی ترافیک قبل از میدون آزادی هستم. بارون میاد و برف پاک کن رو فعال نمی کنم. بارون روی شیشه ماشین قشنگه. ضبط روشنه. و من دوست داشتم که کسی که دوستش دارم کنارم توی ماشینم بود. ولی نیست. همین، نیست. این چراغ چشمک زن، این بارون،...

»

استخوان‏ هاى آبگوشت خانه خود را برداریم و جلوى سگ‏ هاى گرسنه بیاندازیم، این را خدا دوست دارد. خدا به استخوان كار ندارد، به آن سگ نیز كارى ندارد، به این عمل ارزشى عنایت دارد. به مستحق پولى بده، سلامى كنى، احوالى از او بپرسى. كسى كه در خیابان دارد...

»

از فاصله ها خسته ام. از اینجا تا جایی که تو هستی، فاصله ای است که اجازه پیمودنش را ندارم. شمعدونی خانه ما گل سفید داده است. باورت می شود؟ در زمستان. شاید این نشانه ای است برای این حال غریب. در زمستان گل سفید... شدنی است. خدایا هر چه می کنی، نگذار...

»

زندگی کردن با مردم این دنیا همچون دویدن در گله اسب است.. تا می تازی با تو می تازند.زمین که خوردی، آنهایی که جلوتر بودند.. هرگز برای تو به عقب باز نمی گردند.و آنهایی که عقب بودند، به داغ روزهایی که می تاختی تورا لگد مال خواهند کرد! در عجبم از...

»

یک جنایت مخفیانه نبود. چند صد هزار نفر در یک کشور به کوره آدم سوزی فرستاده شدند. نه فقط یهودیان که معتادها و هر کس که "دیگری" است سوزانده شد. مردم و فرهنگ عمومی به این جنایت اعتراض نمی کنند و همراه هستند. و البته نازیسم همچنان طرفدار دارد. فرهنگ...

»

تا وقتی معتقدیم از دولت باید کـَند، پیشرفت حاصل نخواهد شد. دولت مجوعه ایی جداست که موظف است رفاه را فراهم کند و من منتظرم توقعاتی برآورده شود. به دانشجوها می گفتم: تا زمانی که معتقد باشید کشورم باید مرفه باشد و امکاناتی برای من فراهم کند، کشور...

»

چند وقت پیش کاشان بودیم. شکوفه گل محمدی خریدیم. بندازید توی چایی خیلی جالب می شه. عطر و بوی خیلی خوبی داره. خب من امروز فهمیدم اگر خوشگل و خوش عطر و بو باشه، لزوما خوشمزه هم نیست. هنوز هم حالت تهوع دارم. هیچ وقت یک شکوفه گل محمدی رو خام خام...

»

شب نخوابیده بودم. شاید کلا دو ساعت. صبح تا ساعت هشت شب، شیش تا کلاس داشتم. کلاس آخر، دانشجوها می گفتن استاد خسته اید! هشت شب از پونک راه افتادم و ساعت نه و ربع رسیدم حرم امام. توی ماشین خوابیدم. یک ساعت بعد بلند شدم، رفتم به سمت قم. به زور چشم...

»

وارد آسانسور که می شم و بوی سیگار به مشام می رسه، مطمئن می شم که همسایه تازگی به خونه برگشته. اما ماجرای سیگار جدیدا برای من از آنجا شروع شده که یکی از دوستانم اهل سیگار است. و خب فقط من را محرم رفتارهای غیر معمولش می داند. پیش دیگران سیگار نمی...

»

یكى از تجار فارس كه از شیعیان امام رضا (ع) بود به حضرت نامه نوشت و اجازه خواست که خمس پرداخت نکند. امام رضا (ع) در پاسخ وی نوشت:

»

گردش چشم، حسرت می آورد. گردش چشم دل را هم می چرخاند و دست نیافتنی ها که زیاد هم هستند مایه حسرت می شوند. دنیای مجازی، چشم ها را خیلی باز گذاشته است. دیگر به سادگی نمی توان به یک زندگی ساده، آرام بود. باید به آنچه دیگران رسیده اند و اسمش را گذاشته...

»

خب این روزها خیلی درگیری ذهنی دارم. خانواده، تدریس، تحصیل، کار در مرکز ملی، کار در دفتر تبلیغات، کار در سایت، اتمام اصلاحات کتاب و موارد دیگری که مرا مشغول خودش کرده اند. امروز با خودم می گفتم که چرا اینقدر مضطرب شده ام و فکر می کنم که فقط من...

»

ابوالفضل گریه می کرد. در رو قفل کرده بودم و توی اتاق، خودم رو محبوس کرده بودم. مثل همیشه که مشکلی هست و من فرار می کنم. ابوالفضل زنگ زد و با گریه بلندش اومد توی خونه. از اتاق بیرون اومدم. دستش کمی بالاتر از گوشش بود و خون از لایه انگشت هاش خشک...

»

سر کلاس بحث امر به معروف داغ شد. خب سر کلاس، عادت دارم که اجازه بدم دانشجوها هر چی دوست دارن بگن. یکی از دانشجوهای به شدت بی حجابمون گفت: به دیگران چه ارتباطی دارد؟ و .... باحجاب هامون تقریبا منفعل بودند و جواب های کوتاه می دادند و یکی شون می...

»

نمی دونم من چرا اینجوری ام. یهو یک هفته با یک شعر پاپ از چاووشی که در مورد حضرت علی ع است، زندگی می کنم. الان ده روز می شه که با مداحی نریمانی دارم خودکشی می کنم. قسم به اون بدن، که چیدنش روی حصیر منم شبیه اون عقیله ایی که شد اسیر بغیر زیبایی نمی...

»

یکی از شاگردانم بهم پیام داد که یکی از ... شما به خواستگاری من آمده. آن آقا را دورادور می شناسم. متاهل هست و سه تا بچه داره و به خواستگاری شاگرد من رفته که نزدیک به سی سال داره. از من خواست که تحقیق کنم و راهنمایی اش کنم و گفت: قرار است که اگر به...

»

تا وقتی سعی بر این است که بهترین باشیم، طعم شکست را خواهیم چشید. با شنیدن حقیقت، بهم خواهیم ریخت. اگر خودمان را تا اندازه ایی که هستیم بپذیریم، حس خوب خوشبختی همیشه خواهد بود. تو در اندازه خودت انتخاب می شوی و اگر خودت را قبول داشته باشی نه آن صد...

»

خانم ها در امام زاده ساعت سه جلسه ایی تشکیل داده بودند. دو روز به جلسشون رفتم. فقط یکی از خانم ها در جواب سوال من دستش رو بالا برد و گفت من این کار رو کردم. سوالم این بود که چرا ما در خانه فقط موقع ناراحتی و مشکلات یاد خدا را زنده می کنیم؟ کی تا...

»

اومدم شهر هشتگرد. نزدیک کر‌ج.پیرمردی که من رو از مجلس اول می بره جلسه دوم، با یک بغض خاصی گفت: حاج آقا از حضرت زینب روضه بخون، من علاقه زیادی به ایشون دارم.

»

باورم نمی شد که یکی از دانشوجیان خانم با تاکید خاصی می گفت: اما استاد؛ بالاخره این فال قهوه واقعیت داره. قرن پنجم هجری که ما ابزار خاص جراحی داشتیم و نقشه چشم برای جراحی توسط پزشکان مسلمان ایرانی طراحی شده، در اروپا برای شفای چشم درد باید آیاتی...

»