اینروزاست دیگه.ای بابااا مثل یک خواب شیرین -


اینروزاست دیگه.ای بابااا

پست با عنوان «اینروزاست دیگه.ای بابااا» از وبلاگ «مثل یک خواب شیرین» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

همیشه منتظر روزیم که بالاخره این نقابش شکسته بشه و به جای گفتن اشکال نداره هایی که همشون اشکال داره بگه که چرا فکر میکنه دروغگوعم.در صورتی که خیلی وقته به هیچکی دروغ نگفتم.شاید الان به تنها کسی که دروغ میگم.من به هیچکدومشون در مورد هیچ چیزی دروغ نگفتم.بجز در مورد یه مورد که به هیچ کدومشون هم ضربه ای نمیزنه.


ولی دروغایی که به خودم میگم به خودم ضربه میزنن.که خوبم.که خوبم.ک مشکلی نیست.ک همه چی سادس.هیچ چیز پیچیده ای نیست.که نمیخواد بهش فکر کنم.که هیچ اتفاقی نیوفتاده و اگرم افتاده فراموش شده.که کسی بهم نگفته که قضیه چی بوده.اگرم گفته من یادم نمیاد.


میگم امیر.شاید یه قرصی چیزی واسه ما باشه ها!که یکم از این خاطرات لجن رو دور کنیم...بجان خودم چیزای بهتری وجود دارن که بخوایم بریزیمشون توی این.ازون موقع ها تا الان خیلی چیزای مهم بوجود اومده ها.ولی چرا نمیتونم همینارو بریزم دور.؟؟؟!


+راستی دو تا کار میخواستم ازت برام بکنی.میدونم سخته و اذیت میشی ولی میخوام بهم یاد بدی کمتر حرف بزنم.سر همه رو میبرم.علت زیاد حرف زدنمو خودم میدونما.ولی بقیه ک نمیدونن.ترجیح میدم خودم اذیت شم تا بقیه.میشه بهم یاد بدی.اصن یه چیز بگو ذهنم درگیرش شه.که همش به اون فکر کنم.ک دیگه حرف نزنم.ای بابا.الان واقعن درم چرت و پرت میگم.دوباره زیاد حرف زدم


وبلاگ «اینروزاست دیگه.ای بابااا» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 98 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای مطلب «مثل یک خواب شیرین» ندارد.