لگد می زند این روح! -


لگد می زند این روح!

وبلاگ «لگد می زند این روح!» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

طوریش نبود امروز. سرِ کار یه ذره زود گذشت. این همکارا هم چرت و پرت زیاد گفتن منم پر حرفی کردم. یه ذره خندیدن به حرفام. خونه هم خبری نبود. با مامان یه ذره غیبت کردم سبک شدم. با بابا بحثم شد. ناراحتش کردم. واسه اولین بار تو عمرم بهم گفت اینقدر حرص...

»

رفتم زیارت! تنها کاری که از دستم بر اومد خوندن ۲ رکعت نماز واسه سلامتیش بود! شاد باشی هرجا که هستی!

»

امشب یک لحظه سرمو بالا آوردم و احساس کردم رو مبل روبروییم نشسته و داره بهم لبخند میزنه!منم با اینکه می دیدم اونجا نیست ولی یه لبخند بهش زدم. جالب بود. مادرم پرسید به چی می خندی؟ گفتم هیچی!

»

پاداش گریه ی دیشبمو گرفتم خواب دیدمش! چقدر تلمذ دوباره ی حسِ داشتنت شیرین بود... حتی وقتی که می فهمی همش خواب بوده! همش! هم اونه دیشب و هم همه ی گذشته ی که باهاش گذروندی! همش واسم مثل یه خواب شیرین بود!

»

بیا و دمی با خودت صادق باش. هر چقدر هم دور شده باشی این حال و هوا انگولکت می کند که بنویسی! ولی قسم خورده ام که تا نباشد دیگر ننویسم... سلام بر پرچم و علم... التماس دعا که بدجور محتاج دعایم!

»

بعضی وقتا که یه مشکلی غمی غصه ای تو زندگیم پیش میاد خیلی ذهنم درگیر میشه با خودم فکر می کنم که اگه این مشکل حل بشه چقدر خوب میشه. چقدر اعصابم راحت میشه. درست وسط این فکرا یهو انگار یکی ازون تهای مغزت یادت میندازه که اینم که درست بشه که اون بر نمی...

»





-->