خونه ...روزهای زندگی من در این دنیا -


خونه

پست با عنوان «خونه» از وبلاگ «...روزهای زندگی من در این دنیا» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

اومدم البته 5 روزه خونم فرصت نشد بنویسم


خداروشکر مامان بهتره و مراقبشم


وقتی میام خونه اصلن انگار یه تیکه دیگه از دنیاست،تمام نگرانی ها و .... از یادم میره و با تمام وجود لحظه لحظه شو زندگی میکنم،خدایا هزاران هار بار برای تمام نعماتت برای تمام شرایط شکر


هر لحظه خدارو سپاس میگم و ازش میخام توان مقابله با سختی و حل مشکلات رو بمن بده.


با اینکه اومدم فرجه اما اصلن نتونسم امتحانامو بخونم ،درگیر تکالیفم بودم که باید تا امروز با اساتید تحویل داده می شد.این آخریو همین چن دق پیش ارسالش کردم برا استاد ،این یکی خیلی سختگیره امیدوارم قبولش کنه و نگه برو دوباره کار کن ،اصلن انرژیو وقتشو ندارم


خدایا لدفن لدفن استاد قبولش کنه.
بشینم امتحانامو بخونم.


یه چیزی که همیشه بهم انرژی میده اینه که برای خودم وقت بزارم ،نه فقط ظاهرا،خونن یه کتابی که یه کلمه ی جدید یاد بگیرم ازش ،رفتن به جایی که آرومم کنه،و....


خدا هزاران هزار بار سپاس که می تونم این حس هارو درک کنم.گرچه یه چیزایی هست که ناراحتم میکنه و مشکلاتی هست که یهو ته دلم خالی میشه ،و خب روزها دارن بدو بدو میگذرن  و من هنوز منتظر یه سری اتفاقاتم اما امیدم رو از دست نمی دم .حتی اگر زمان به سرعت در حال عبور باشه بازهم منتظر خدام،خب یه سری چیزا واقعا دست خود آدم نیست و فقط باید صبر کرد و توکل و منتظر تصمیم خدا بود .


یه چیزی رو دوسدارم اینجا بنویسم که همیشه داشته باشمش


نماز اول وقت برای من خیلی برکت داشته ، اولش یعنی 2 سال پیش طبق گفته ی ایت الله قاضی و ایت الله بهجت تصمیم گرفتم برای رسیدن به یه آرزو نماز اول وقت بخونم تا بهش برسم ،با گذشت زمان به اون ارزو نرسیدم،فراموششم کردم و انقدر قوی شدم که فهمیدم چه اشتباه بزرگی میکردم که منتظر براورده شدنش بودم ،خداوند برکات زیادی بمن داد،موفقیت تحصیلی و کاریم،محبوبتی که پیش اساتید و دوستام دارم،سلامتی که هر لحظه بخاطرش سپاس گذارم و خانواده ای که بزرگترین لطف خدا بمن بوده.


الان دیگه یجور یگه به نماز اول وقت نگا می کنم.


وقتی صاحب تمام هستی و کائنات که من هر لحظه بهش نیازمندم و خواسته هامو ازون می طلبم داره منو دعوت میکنه پیش خودش واقعا بی احتامی و بی لطفی بزرگیه که سر اذان نادیدش بگیریم


اعتراف می کنما عارفم نشدم گاهی پیش میاد سر وقت نمیخونم اما تلاشمو میکنم و این مهمه


خدای من بخاطر کوتاهی هایی که می کنم و شاید بعضی وقتا ازم ناامید میشی واقعا ازت معذرت می خام.


خب برم برنامه ریزی کنم تا گوش شیطون کر به امتحانام رسم همین الانشم دیر شده خیلی


 


وبلاگ «خونه» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 98 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای مطلب «...روزهای زندگی من در این دنیا» ندارد.