May it be -


May it be

وبلاگ «May it be» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

تو ترومپت بزنی و من ویلون. جلو بروی و من دنبالت. چشم بسته. غرق حس موسیقی. خسته که شدیم گوشه ی خیابان بنشینیم. زیر پل ها. جلوی مغازه ها. کنار گل فروشی ها. اگر هم میخواهی سنتی اش کنیم, تو کمانچه دستت بگیر و من هم یکی از این سازهای ترکی که حتی اسمش...

»

وقتی careless whisper جورج مایکل رو گوش میدم میتونم اون رو برای تیتراژ هرچیزی تصور کنم جز برنامه ی کودک! تازه دارم می فهمم آن شرلی چه کارتون پرمعنی و سنگینی بوده, مخصوصا با اون دکلمه ی فوق العاده ی اولش... پی نوشت: چطور یه صدا میتونه اینقدر خوب...

»

من به پایان دگر نیندیشم اگر هم دیدم دارم می اندیشم گوش اندیشه رو می گیرم می ندازمش یه گوشه دور که دیگه نبینمش. به همین شدت!

»

- بی محابا می باره. آسمون کل دیشب رو بارید، همینطور همه ی امروز صبح. با اطمینان میگم، چون هنوز سرماش از تنم بیرون نیومده. می دونی قشنگ ترین بخشش چی بود؟ هیچکدوممون پیشنهاد لغو برنامه رو ندادیم. از کوه کشیدیم بالا و یه جا برای نشستن پیدا کردیم و...

»

گروه جدیدی از گمراه کنندگان که در عصر جدید به وجود آمدند, عده ای هستند با عادات آزاردهنده. این جماعت می خورند و می آشامند, اما ظرف آن را دور نمی اندازند. مثلا یکی از همین دار و دسته ی گمراه کنندگان که با ما در یک اتاق می زید, اصولا با حرکتی به...

»

با اونی که توهم کورش کرده چه کار باید کرد؟ اصلا چه کار میشه کرد؟ این آدم توی زندان زندگی می کنه. دیوارهای شیشه ای قفسش همه چیز رو وارونه بهش نشون میدن. این آدم می بینه ولی نمی فهمه. شاید هم می فهمه و نمی‌خواد قبول کنه... هرچی که هست, این آدم قابل...

»

این خوبه که فکر میکنم وظیفه م رو انجام دادم. دیگه راهی برای رفتن نیست, چون من همه ی سعی م رو کردم و کاری انجام نشده نمونده. این بده که دیگه کاری برای انجام دادن نمونده. همه ی راه ها رو قبلا رفتم. هر تلاشی که در توانم بوده... و حالا دیگه چیزی برای...

»

درست همون جایی که با خودم فکر می کردم نمیشه همه چیز اینقدر خوب تموم شه ... یه قسمت فوق العاده، با همه ی واقعیت هایی که لا به لای قصه هاش پنهان کرده بود و همه ی شباهتش به زندگی واقعی: همونقدر تلخ، همونقدر تکون دهنده، همونقدر پر از امید! پی نوشت:...

»

فقط سس خردل می تونه امید به زندگی من رو ده سال بیشتر کنه :)

»

..... به یک پرواز بی هنگام کردم مبتلا خود را #وحشی_بافقی

»

اولین چیزی که موقع ورود به یه شهر بزرگ یاد می گیری اینه که نمی تونی همه جا رو بلد باشی. چون اصلا امکان همچین چیزی وجود نداره. یکی دو روز هم که بگذره کلا علاقه ات رو از دست میدی! 

»

محض رضای خدا به خوشگل نگید اوجولات.

»

یه اطلس جهان قدیمی داشتیم گوشه ی کمد کتاب. پر بود از نقشه های جذاب و رنگی. بعضی نقشه ها هم منابع هر کشور رو با نقاشی نشون می داد. اصلا عشق بود این کتاب... قسمت های آخر هم پرچم ها بود با زبان و پایتخت و جمعیت هر کشور. یه بار نشستم همه رو شمردم...

»

دلم میها بیا تریف کنم سیش که هرجا گلی ـه خار ها د پهلیش + یلداتون خوش.

»

از درز درز این خونه باد سرد میاد. و چقدر احمقن اونایی که فکر می کنن دور بودن به معنی آروم بودنه.

»

تولد، یعنی به دنیا اومدن یه آدم دیگه برای اینکه تو دوستش داشته باشی و در آینده اون هم متقابلا دوستت داشته باشه. تولد یعنی دو نفر با خودشون اونقدر عشق داشته باشن که فکر کنن به یه آدم دیگه برای ابرازش نیاز دارن. قانون بقا و ادامه ی نسل و خواسته و...

»

راستی این خانواده خانواده که میگن دقیقا چجوریاس؟؟؟

»

به نرگس فکر کردم، چون اون تو رویاهاش یه نرگس داشت. به گل های آفتاب گردون فکر کردم، چون گل آفتاب گردون دوست داشت. به تابستون فکر کردم، چون روزهای آفتابی رو دوست داشت. به سکوت فکر کردم، چون با نگاه حرف زدن رو دوست داشت. به خال روی گردن نرگس فکر...

»





-->