142. May it be -


142.

پست با عنوان «142.» از وبلاگ «May it be» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

تو ترومپت بزنی و من ویلون. جلو بروی و من دنبالت. چشم بسته. غرق حس موسیقی. خسته که شدیم گوشه ی خیابان بنشینیم. زیر پل ها. جلوی مغازه ها. کنار گل فروشی ها. اگر هم میخواهی سنتی اش کنیم, تو کمانچه دستت بگیر و من هم یکی از این سازهای ترکی که حتی اسمش را نمی توانم تلفظ کنم. مثل مهمانی های چند قرن پیش مان که با تار می گذشت. شبیه عروسی هایی که با کمانچه عروس را بدرقه می کردیم. به یاد سیزده به درهایی که با تنبک غروب می شد و آتش شعله می کشید تا بالای درخت ها. که بهش می گفتند مطربی و ما عین خیالمان نبود و عشق می کردیم با حال خوشمان. اصلا تو بشین کنار همین اتاق کوچک و سازدهنی ات را بزن. من هم سه تار را برمی دارم. بخوان -صدای تو همیشه از من بهتر بود- و بخند. تو, همیشه بخند.


وبلاگ «142.» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 98 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای مطلب «May it be» ندارد.
: 142.





-->