شخصی -


طوریش نبود امروز. سرِ کار یه ذره زود گذشت. این همکارا هم چرت و پرت زیاد گفتن منم پر حرفی کردم. یه ذره خندیدن به حرفام. خونه هم خبری نبود. با مامان یه ذره غیبت کردم سبک شدم. با بابا بحثم شد. ناراحتش کردم. واسه اولین بار تو عمرم بهم گفت اینقدر حرص...

»

به هوای حرمش می گذرد ایامم...کوه دردم که کند نام رضا(ع) آرامم... امشب عجیب دلتنگ جاده های منتهی به مشهدت شده ام... جریان چیست؟ به دلم نگاه کرده ای؟ دلتنگِ نفس کشیدنم... هوای مسموم این شهر نفسم را بریده است... فقط هوای حرم توست که آرامم می کند......

»

اومدم البته 5 روزه خونم فرصت نشد بنویسم خداروشکر مامان بهتره و مراقبشم وقتی میام خونه اصلن انگار یه تیکه دیگه از دنیاست،تمام نگرانی ها و .... از یادم میره و با تمام وجود لحظه لحظه شو زندگی میکنم،خدایا هزاران هار بار برای تمام نعماتت برای تمام...

»

قبلا ها باور داشتم که همه چیز درست میشه! everything will be ok در این حد که اسم وبلاگم (خدا بیامرزش!) رو هم همین گذاشته بودم. ولی جدیدا حس کردم که این باورم رو دارم از دست میدم و واسه چیزایی که هنوز موقع اش نشده ولی بالاخره درست میشه خیلی فکرم...

»

ادم همیشه همه جا میتونه چیز خوب یاد بگیره. مثلا همین توی سلف! دوبار اتفاق افتاد. یه بار نشسته بودیم داشتیم غذا میخوردیم. یه نفر که کنارمون بود پاشد که بره یه ظرف که روی میز مونده بود رو هم با خودش برد. هیچی هم ازش کم نشد!!!! :دی یه بار دیگه هم...

»

چرا نیستی هیچ کجا؟! حالا که باید باشی رفته ای سفر؟! چنان بی تابم از دوری که حس لحظه ای از آن لرز می اندازد بر جانم..... مرا چه شده که حس میکنم تا پنجشنبه نفسی برایم نمی ماند؟! نکند که دیر شود؟! نکند که نرسی؟! نکند که روی پله نود و نهم عاشقی عاطل...

»

تو ترومپت بزنی و من ویلون. جلو بروی و من دنبالت. چشم بسته. غرق حس موسیقی. خسته که شدیم گوشه ی خیابان بنشینیم. زیر پل ها. جلوی مغازه ها. کنار گل فروشی ها. اگر هم میخواهی سنتی اش کنیم, تو کمانچه دستت بگیر و من هم یکی از این سازهای ترکی که حتی اسمش...

»

زمستان فصل آغاز غزل های بلند شب های کش آمده نور چشمش یلدای به حجله آمده ... پ.ن : پیش خودتون لابد میگید یلدا که گذشت و اینا اما یلدای من امشب است یک دقیقه از دیشب چشمانم باز تر است یک دقیقه سرخ ترم یک دقیقه طعم دانه دانه غزل های دونه اناری دلم...

»

انقدر به دار خیره میشه که آخر مثل خمیر بازی چشماش میزنه بیرون و اطرافش وا میره. درست مثل نقاشی ِ جیغ، اثر ادوارد مونک

»

همیشه منتظر روزیم که بالاخره این نقابش شکسته بشه و به جای گفتن اشکال نداره هایی که همشون اشکال داره بگه که چرا فکر میکنه دروغگوعم.در صورتی که خیلی وقته به هیچکی دروغ نگفتم.شاید الان به تنها کسی که دروغ میگم.من به هیچکدومشون در مورد هیچ چیزی دروغ...

»

باید یه چیزی رو اعتراف کنم.تا الان وزنه های بی وزن رو کامل ندیده بودم.:)))))))خیلی بیشعورم.توی برنامم بود ولی وقت نمیشد.بجان خودم.من بیشعور نیستم. امیر منم احساس میکنم علی خیلی شبیه توعه.ولی قبول داری همایون منم؟؟مقاوم در برابر فهمیدن.به هیچ وجه...

»

گوش کردن به موسیقی و نگاه کردن به اون دار لعنتی در هر حالتی که باشه واسش جواب مثبت ِ 

»

خانم ها و آقایون محترم وقتی از زندگی ی نفر کوچ میکنید میرید وقتی هر چی خودتون ساخته بودینو خودتون خراب میکنید و میرید حق ندارید برگردید خیلی واضحه واقعا درک نمیکنم چجوری نمیتونید اینو بفهمید قطعا اون موقع ی دلیل قانع کننده داشتید برا رفتنتون ، ب...

»

بعضی وقت ها هم آنهایی که کمبود محبت دارند به هم محبت می کنند ..

»

 خدایی که با صابرانی. صبری ده فرشتگانت تحسین کنن. دروازه قلبم بگشا، دروازه دلم را دریا کن، آرامشی ده رویایی، که هیچ طوفانی آن را بهم نریزد. احساسی باور نکردنی که با نفس و سلول سلولم لمس و درکش کنم. خدایا خود دستم گیر، که بالاترین دستها دست توست....

»

 از هر چه جُستنی است نجویند غیر عیب / وز هر چه خوردنی است فقط غبطه می خورند...

»

توی دنیایی که پُر شده از آدم، اون فقط دوست داره وقتشو صرف نگاه کردن به دار قالیش بگذرونه .. 

»