ندیدم که قویی به صحرا بمیرد مهندس علیرضا مفتخری مظاهری -


ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

پست با عنوان «ندیدم که قویی به صحرا بمیرد» از وبلاگ «مهندس علیرضا مفتخری مظاهری» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و این سایت هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای آن ندارد.

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها نشیند به موجی
رود گوشه ی ، دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان ، غزل خواند آن شب
که خود در میان غزل ها بمیرد
گروهی بر آنند که این مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد ، آن جا بمیرد
شب مرگ از بیم آن جا شتابد
کز مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی ، آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
تو دریای من بودی ، آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
شب مرگ از بیم آن جا شتابد
کز مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی ، آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
تو دریای من بودی ، آغوش وا کن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


  


وبلاگ «ندیدم که قویی به صحرا بمیرد» به صورت خودکار از وبلاگهای معتبر فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده شده است همچنین مسولیت مطالب آن بر عهده نگارنده آن میباشد و وبلاگ 98 هیچ گونه مسولیتی در قبال محتوای مطلب «مهندس علیرضا مفتخری مظاهری» ندارد.